جرقه - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 20:50
بعد از حدود دو هفته در روز جاری برای بار دوم برقامون برای دو ساعت رفت ! ( ۲ هفته ، بار ۲ ام ، ۲ ساعت )این وسط من واقعاً دارم برای حفظ بقا می‌جنگم ! ینی واقعاً اگر به موفقیتی برسم ، جزو اون موفقیت هایی تلقی میشه که در تاریخ کشور ثبت میشه :/ ! وضعیت خیلی عجیبی دارم .پریروز داشتم کانتکت های تلگرام رو م...
لبخند با فکر سنگین - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 20:50
Home Profile Archive Posts Design Dim Star تلاش برای خروج از سیاهچالهٔ سکون لبخند با فکر سنگین چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ 2:34 هروقت سعی می‌کنم لبخند بزنم ، احساس می‌کنم به آنچه در درونم است خیانت می‌کنم ... . Tags : #آتش قلب ❤️‍ Mr.M About Me سلام ، اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم ...
چپ دست ها - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 20:50
۲۲ مرداد ۱۴۰۵ ، روز چپ دست هارو به خودم و بقیه بروبچ تبریک میگم ☺️❤️ . در گذشته فکر میکردن با دست چپ نوشتن یه حرکت شیطانی محسوب میشه و برای همین همه بچه هارو وادار میکردن با دست راست بنویسن . در همون حین ، دانشمندای بزرگی وجود داشتن که چپ دست زندگی کردن و تسلیم عقاید عجیب و خرافات نشدن . مثل :انیشتی...
تلنگر - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 20:50
سن شما امروز ۲۵ سال، ۳ ماه و ۷ روز است.شما در روز جاری ۹٬۲۳۰ روزه هستید. شما در روز سه شنبه و در فصل بهار به دنیا آمدید.شما در سال مار متولد شدید و نماد ماه تولدتان هم ثور است.سنگ ماه تولد شما نیز زمرد می باشد.زندگی خیلی زود میگذره . ما جزء به جزء نگاهش میکنیم ولی دید کلی واضحی نداریم . من در این ۲۵...
یکم تکون خوردن - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 20:50
هر موقع میام اینجا پست بذارم یکم انرژی مثبت میگیرم . خیلی جالبه واقن :) . این چند وقت سریال Evil رو دنبال میکردم و الان فصل چهارم هستم . فک کنم چهارده قسمته این فصلش و من شیش تای اولی رو دیدم . خیلی سریال قشنگیه و واقعاً یکی از دلایل خوشحال شدنم طی روز همینه ! ینی منِ قبل این سریال با منِ بعد این سر...
کار را به کاردان بسپار، نه به شکست خورده های مثلاً با تجربه ❤️ - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 20:50
مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای می‌کند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی. مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آن که ندامت برد به نزدیک خردمندان ...
روز عجیب و دارک - تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 20:50
در روز جاری جزو روز های دارک زندگیم بود . خیلی دارک . سعی میکنم تلخ تعریفش نکنم که خوندنش اذیت کننده نباشه .صبح زود با پدر و مادر رفتیم فلان بیمارستانی که مربوط به یگانمه . من تنهایی و اونا با موتور . اونا توقع داشتن که نوبت دکتر بگیرم ولی نگرفتم چون خسته شده بودم . من قبلاً شیش بار این مراحل رو تمو...
ابر و باد و مه و خورشید و فلک - تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 17:16
به صورت اتفاقی تصمیم گرفتم برم وبلاگ قدیمیم رو چک کنم .به صورت اتفاقی پستای خیلی قدیمیم رو دیدم و تصمیم گرفتم یه سریاشونو منتقل کنم به این وبلاگ . در همون حین ، به صورت اتفاقی چشمم به پیوند های روزانه وبلاگ قدیمیم افتاد و به صورت اتفاقی رفتم داخل سایت « داداش رضا »ی معروف .مطالبش رو رندوم می‌خوندم و...
برگشت - تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 17:16
دیروز هیچی نخوندم متاسفانه . امروز سعی کردم تا موتورم کاملاً خاموش نشده یه کاریو شروع کنم . بنابراین ریاضیو ادامه دادم و دو ساعت و بیست و پنج دقیقه تقریباً خوندم . البته زمانو گم کردم و فقط می‌دونم بیشتر از دو ساعت ، و کمتر از حدود دو ساعت و چهل و پنج دقیقه خوندم . احتمال زیاد همون 2:25 بود . فصل کل...
همیشه دلم اینجاست . - تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 17:16
سلام :) ، دلم برای بلاگفا تنگ شده بود . هر از چند گاهی سر میزدم ولی هیچ پستی نذاشتم از اواسط اسفندِ پارسال . واقعیتش ته قلبم حس میکنم که هویتم لو رفته و اونی که نباید اینجارو ببینه اینجارو میبینه . شایدم توهم زدم ، ولی خب ! ولی دلیل اصلی این نبود . دلیل اصلی این بود که میخواستم اول به نتیجه ای که می...
باز کردن گره کور - تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 17:16
سلام ، حرف خاصی ندارم و صرفاً اومدم تکرار مکررات بکنم . ولی خب اتفاقات کوچیکی هم افتاده که خوشحال کننده هستن ، مثلاً دندون پزشکی رفتم و تنها دندون جلوییم که سیاه مونده بود رو پر کردم . یک سومش سیاه بود و خب ژست خوبی نداشت . جلسه دوم دندون یکی مونده به آخر از بالا سمت راست رو عصب کشی کرد و پانسمان کر...
گفتینو - تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 22:14
کد گفتینوی اون وبلاگ قدیمی رو کپی کردم توی این وبلاگ . ولی سایزش توی وبلاگ خیلی کوچیکتره اینجا .چرا ؟!ولش کن !خلاصه گفتینو رو آوردم اینجا .
امتحان دانش خانواده چگونه گذشت .... - تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 22:14
امتحان دانش خانواده رو دادم . اونایی که نخونده بودم و نشنیده بودم رو با اطلاعات عمومی زدم که البته کم هم نبودن. امتحانش ده تا سوال ده نمره ای بود . یه سری سوالا واقن ضایع بود جوابشون با اینکه نخونده بودم . مثلا معایب تک فرزندی برای فرزند و والدین یا عوامل تاثیرگذار بر ناباروری خیلی پیش پا افتاده بود...
رفاقت های ابزاری - تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 22:14
رفیقامون تا وقتی رفیقاشون نیستن رفیقامونن :)این متن بالا ، مهم ترین چیزیه که از دوستی یاد گرفتم . همون بهتر تنها بمونیم و تحقیر نشیم. وقتی احساس اضافی بودن میکردن یا تنهایی خستشون کرده بود ، میومدن پیش ما و کلی بگو بخند میکردیم . وقتی دورشون پر آدمای لاشی ولی با ظاهر خوب شد ، حس کردن حوصله سربریم و ...